X
تبلیغات
به روستاي باستاني ليما خوش امديد
اشنايي با روستاي ليما
 دیدنی ترین مناظر ایران در لیما
نشانی کوچک از الطاف خداوندی در لیما
|+| نوشته شده توسط داوود اميرپور ليما در یکشنبه بیست و نهم دی 1387  |
 آشنايي اوليه با روستاي ليما
رو ستای باستانی و شهید پرور لیما در استان گیلان در 63 کیلومتری جنوب شهرستان

رودسر بخش رحیم اباد منطقه زیبای اشکور در میان جنگل های معتدل خزری و کوه های سر به فلک کشیده البرز و مردمانی متمدن قرار دارد.

روستای لیما بخاطر جاذبه های زیبا و طبیعت دیدنیش به عروس اشکورات معروف است.

شغل اکثر مردم این روستا کشاورزی و دام پروری است.

عمده اقتصاد این خانواده ها را گل گاوزبان و فندق تامین می کنند.

امامزاده مبارکه:

اثار باستانی بی نظير، جنگل های سرسبز، باغ های فندق دیدنی، دشت سرسبز جور چاکن، کوه زیبای سرخ تله، چشمه های پر اب و گوارا، باغ های گل گاوزبان در فصل بهار و رود خانه ی پر اب پس دره ،عطر گل های محمدی و گلهای وحشی دیگر و بیرون امدن گل های شقایق سوخته ای از دل زمین در فصل بهار و همه و همه دست به دست هم داده و روستای لیما را از بقیه ی روستا ها متمایز ساخته و باعث شده هر بیننده ای که در هر فصل از سال به لیما سفر کند با دیدن چنین سرزمین زیبایی شیفته ی این طبیعت خدادای شده و به تعریف تمجید از این روستا می پردازد.

در مورد اثار باستانی و ... در بخش اثار باستانی توضیح داده شده است.

خانه های ور جنی(خانه هایی که با چوب و گل ساخته می شدند)و سنگی و زگالی با پوشش چوب و(لت)که در گذشته در لیما ساخته می شدند امروز دیگر از پوشش لت درر وی خانه ها خبری نیست و جای خود را به پوشش مقاوم حلب دادند و اکث خانه هایی که جدیدا ساخته شده اند از مصالح جدید ساختمانی می باشند.
از کارهای عمرانی که در روستای لیما بدست مردم سخت کوش این روستا انجام شده است می توان به اب کشاوزی رودخانه ی پس دره که در سال 1346 به مدت دو تا سه ماه از این رودخانه در مسیر پر فراز نشیب و بدون لوله و با جوب به زمین های کشاوزی لیما رسیدو تحولی عظیم در کشاورزی لیما ایجاد کرد و اب رودخانه ی پس دره را به سلوکی دره میرساند.بعد از ان اب اشامیدنی لیما که قبلا همه ی مردم از چشمه ی بزرگ لیما استفاده میکردند و کوزه های اهالی لیما همیشه پر از اب گوارای چشمه بود.

بالاخره اب چشمه های بالا دست توسط مردم به لیما امده و با لوله کشی هر کسی به اسانی از نعمت اب گوارا برخوردار شد.

از کارهای عمرانی دیگر که در لیما انجام شده اوردن جاده بوده که در بخش حمل و نقل (که در قدیم از راه قدیمی به لیما گوابر و تا سی پل به انطرف میرفتندو اولین استراحتگاهشان در زیاز و سروداری ور  یا چاشتخور جای چربداران بود و بعد از عبور از دیورو به پلام و قهوه خانه هاو دکان هایی که در انجا و بود می رسیدند و استراحتگاه دوم انها در انجا بودو پس از استراحت و رفع خستگی و بعد از عبور از روستا های ز خونی لات- درازلات-طولات به رحیم اباد می رسیدند) کمک بزگی انجام شد.

در سال 1364 با جمع اوری پول از اهالی روستا و همکاری جهاد سازندگی جاده به  روستای لیما امد و مسیر مردم را برای رسیدن به شهر اسان تر کرد.

البته لازم به ذکر است که دبستان ابتدایی لیما در سال 1351 در وسط محل و به دست اهالی تاسیس شد.

در دهه ی 60 در بخش تالیم و تربیت لیما کا بزرگی انجام شد و مدرسه ی راهنمایی شهید مهندس فیض الله صفرپورلیما در یک بنای سنگی با 7 کلاس درس و یک راهرو بزرگ تاسیس شد و حتی چند بار نیز به عنوان مدرسه ی نمونه شهرستان رودسر شناخته شد.

این موفقیت در دوران مدیریت شادروان حسن حلاجیان انجام شد که جمعیت زیادی از روستا های اطراف به اینجا می امدند و درس می خواندند.

اموزه فقط دبستان تازه تاسیس و شیک شهید پرویز مهریاری در لیما باز است و مدرسه ی راهنمایی به خاطر کمی جمعیت بسته شد.

از یگر کارهایی که در لیما انجام شده و تحول زیادی در زندگی مردم ایجاد کرده می توان با اوردن برق در سال 1378 و سیستم مخابرات و تلفن اشاره کرد که امروزه امکان ارتباط را میسر می سازد.

روستای لیما دارای شوای اسلامی و دهیاری نیز می باشد.و تیم تازه تاسیس یافته   :(تیم توسعه لیما) که به همت گروهی از بچه های میهن دولت لیما برایT.T.L

عمران و ابادانی لیما تشکیل شده بر خور دار میباشد.

|+| نوشته شده توسط داوود اميرپور ليما در دوشنبه نهم دی 1387  |
 امامزاده لیما

6fukfx4-1-.jpg

|+| نوشته شده توسط داوود اميرپور ليما در دوشنبه نهم دی 1387  |
 صنایع دستی،ریسندگی و بافندگی :
لیما در این زمینه نیز محصولاتی را دارا می باشد که با هنر مندان و استادان صاحب نامش وسایلی ا تولید می کند که برخی از انها عبارتند از :

جوراب پشمی-چادر بافی-شلوار پشمی-شولا-کلاه نمد-کلاه پشمی-نمد-طناب بافی و ...

از وسایل ریسندگی و بافندگی که در قدیم استفاده می شد و می شود عبارتند از:

شانمیک-چر-پچال-دوک-سیغ-کوبام.

ابتدا پشم گوسفندان را خوب شسته و سپس بر روی شاخه ها ی درختان و چوبها پهن می کنند،تا در مقابل نور افتاب خشک شوند.بعد از این کار انرا با شانمیک کاملا حلاجی می کنند و سپس برای تبدیل به نخ از دوک یا چر استفاده می کنند.

بعد از این مراحل نخ کاملا سالم و مقاوم بدست می اید و اماده برای بافت جوراب پشمی ،ژاکت پشمی،بالا پوشش پشمی،کلاه پشمی،دستکش پشمی و ... است و البته این کارها به وسیله ی 2 تا 5 سیغ به دست مهربان زنان زحمتکش لیما و با استقامت انجام می شود.

چادر:چادر در لیما به رنگ های مختلف وسلیقه های گوناگون در لیما بافته می شود.

البته نخ های پنبه یا کتان را از شهر تهیه می کنند و به وسیله ی چند چوب در یک ردیف و به شکل دلخواه روی هم قرار داده و سپس با دستگاه بافندگی پچال هنر مندانه بافته می شود که این کار نیز توسط زنان سخاوتمند انجام می شود.

لباس های زنانه قدیمی(تومان،پیرهن):

لباس های بسیار زیبا که اکثر مردم گیلان نیز از این لباس ها استفاده می کنند و امروزه در مجالس عروسی انها ا به تن می کنند جایگاه خاص دارند و دز مدل و اندازه و رنگهای مختلف و گو ناگون ساخته و استفاده می شوند.
|+| نوشته شده توسط داوود اميرپور ليما در دوشنبه نهم دی 1387  |
 اصطلاحات محلي:
لوجین(پنجره کوچک)- لوک (سوراخ بزرگ) - تنچه(دیگ) - نفین (درپوش دیگ) - کلوبیج (ماهی تابه) - کتره (کف گیر) - ابرخ (پارچه ی قدیمی) - چیری (پارچ شیر دوشی) - لولان گوله(افتابه)- دوشان(کوزه ی سفالی بزرگ برای نگه داری مواد غذایی)- برکر(برای جوشاندن شیر زیاد استفاده می شد)- درزن(سوزن)-ماشه(انبر)-چی چیلدم(شیروانی)-کله(اجاق اتشی)-پالفه(اخور حیوانات)-لیش(دروازه ای که از چوب برای جای حیوانات استفاده می شد)-پولیک(دکمه)-صفحه(سبدی که برای جا به جا کردن فضولات حیوانات استفاده می شد)-درچه(پنجره)-چینه(دیوار سنگی)-چیره(دیوای که از چوب و برگ درختان دور باغ کشیده می شد)-رت(شاخه یبزرگ و چند متری که گردو ها را با ان می ریختند)-بلط(نردبان چوبی که در اول و ورودی باغ می گذاشتند)-سردی(نردبان)-بم بر(دریچه ای که به پشت بام راه داشت)-داره(وسیله ای که با ان علف و گندم و جو را با ان درو می کردند)-واش(علف سبز)-لت(پوشش چوبی سقف ساختمان برای محافظت از برف و باران)-ترمی(مه)-کرک(مرغ)-کولی(گوساله)-کرامیج(گاو نر)-ورزه(گاو نر)-دوموس(گاو ماده)-مورغانه(تخم مرغ)-

تویل(زمین گل الود)-روه(گل و لای رقیق شده)-دست دار چو(عصا)-پوسین کلاه(کلاه پشمی)-وردنه(وسیله ی چوبی برای درست کردن نان لواش)-نان بد(وسیله ای پارچه ای برای درست کردن نان لواش)-کلا گیر(شولا)-لاخوند(طناب)-وره(بره)-اسپی(سفید) بر(قرمز)-رش(سیاه مایل به زرد طلایی)-مویس(کپک)-تولوم(گاو ماده)-وراور(راه کفی و هموار)-بناگرد(پایین)-پره(الاچیق)-همبره(اهسته)-بره(مکانی برای دوشیدن گوسفندان )-بم دار(تیرچه ی چوبی سقف)-زیگال(چوبی که در ساختمان ها استفاده می شد)-رویاپ(حلزون)-پیه(چماغ ،چوب)-دوارد(وسیله ای که برای اصلاح پشم گوسفندان استفاده می شد)-مقراز(قیچی)-کورا دبه(کجا بودی؟!)-هما دری(داری می ایی؟!)-کورا شودری(کجا میری؟)کوی هیسه(کجا هستی)-مر هدن(به من بده)-بیرویج(فرار کن)-ب ببو(گم شده)-بیاتیم(پیدا کردیم)-تم بزن(ساکت شو)-سرج(ترشی)-بودون(بند کفش)-شن سر(غروب)-زلفین(کلید)-شوش(شاخه ی نازک)-ارما(ورم)-پیو(فوت)-سو من سر(ر صبح)چر(وسیله ی ریسندگی)-شونمیک(وسیله ای برای صافی پشم گوسفندان)-سغ(وسیله ی بافندگی)-تشک(گره)-مزاغ نیه(مهم نیست)-کتن(افتادن)-هیمه(هیزم)-قاوران(کتری قدیمی)-ولگ(برگ)-پبزار(کفش)-بورمه(گریه)- )-وچه(پسر)-لاکو(دختر)- یلاچی(بزرگتر)-ماشل(خاله)-پر(پدر)-مار(مادر)- اداش(برادر)-ده ده(خواهر،ابجی)-قاودون(کتری که در ان اب را به جوش می اوردند)-ورنهر(صبحانه)-ورچاشت(عصرانه)-مکول(وسیله ی بزرگ چوبی برای نگه داری گندم و جو)-گل کار(باز سازی خانه ها با گل مخلوط در اب)-مکامج(بلال)کتله(صندلی چوبی)-کومه(پوتک چوبی)-تله(خروس)-گرزه(موش)-پیجه(گربه)-تی (تو)-می(من)تودیم(دور انداختن)-کچک(اعصای مخصوص چوپانان)-رو بمه(درهم امیخته)-جت و گدار(گاو اهن)-کاتک(مرغ جوان).

|+| نوشته شده توسط داوود اميرپور ليما در دوشنبه نهم دی 1387  |
 ضرب المثل هاي:
شفیر دانه ارزونا کو دره(منظور کسی که می خواهد مردم نسبت به تو ترحم کنند)

بز بز ینه پلوم چره (منظور چشم و هم چشمیه)

عروس گاو دوشته منیست گوت سره کجه(کسی که کاری را نمیتواند انجام دهد و بهانه میگیرد.

فلانی پالونه چو دره(کسی که خودش مقصر باشد)

خدا خر شاخ نده مار میجیک(خداوند به هر کس که لایق باشد نعمت می دهد)

سگ سگ حریف نیه شون پالون گوشا گاز گیره(کسی که در مقابل کسی کم می اورد و سراغ دیگری می رود)

خدا کرک جیگر نده خو هر دو پا اب دنه(کسی که جرات انجام کاری را نداشته باشد)

پوچا گون تی گوی درمانه خو گوی سر گرد فوگودوبو(به ادم خسیس اتلاق می شود)

و همچنین ضرب المثل هایی که از گفتنش در اینجا معذوریم.

 

|+| نوشته شده توسط داوود اميرپور ليما در دوشنبه نهم دی 1387  |
 غذا هاي سنتي
غذا های سنتی و محلی لیما که خیلی مقوی و خوشمزه است طبق اقلیم خاص منطقه از سبزیجات درست می شود.

سبزی ترشه -  ترش تره - تره - باقلا قاتق - پنیر دبیج - کفی تره - سیب زمینی تره - تر پیله - کلم پلو.

میوه های محلی:میوه های مخصوص محلی که اکثرا با اسم محلی نیز وجود دارند :

هربو -  ماریخ -  توج (به) - هسی - کونس - ولش (توت فرنگی محلی) - تمشک وحشی - سیب - کلم - زرشک .
|+| نوشته شده توسط داوود اميرپور ليما در دوشنبه نهم دی 1387  |
 بازي هاي قديمي
بازی هایی که در قدیم در لیما انجام می شد و امروزه به دست فراموشی سپرده شده اند عبارتند از:

1-تلا جنگ:که به جند نفر تقسیم می شدند و دست را روی سینه گذاشته و با یا پا به هم برخورد می کردند.

2- هفت سنگ:اکثر بچه ها با جمع اوری 7 سنگ خلات(سفال)انها را روی هم می گذاشتند و با یک توپ پلاستیکی یا پارچه ای کوچک بازی می کردند.

3-اکلا بازی:دو چوب که یکی تقریبا 1 متر و دیگی 25 تا 30 سانتی متر می شدند و با تعیین جای خاص و وسیع بازی را شروع می کردند که اکثر 1 نفره یا 2 نفره بود که دو ورودی به توا فق می رسیدند هر تیمی که پیروز میدان می شد تیم بازنده ا زو می داد، یعنی اینکه تیم بازنده مجبور بود  انها را روی کول خود سوار کرده و تا اخرین جایی که اکلا وچه یا چوب کوچک رفته انها را ببرند.

4- اگودلا بازی یا (گل و پوچ):این بازی مخصوص جوانان بود که بین 2 گروه چند نفری با دست کردن چند پارچه به عنوان کودله و یک نخود و ... کوچک بازی را شروع می کردند و هر تیمی که اشتباه می گفت مجبور بود پا های خود را راست نگه داشته و تیم مقابل نفر به نفر زیر پای انها را با کودله می زدند و در صورت اشتباه خود مجبور بود این کار را تحمل کند.

5- فندق و گردو بازی:چند نفر با هم جمع می شدند و با یک یا چند گردو که همه را در یک خط می گذاشتند و تیله(تیره)که اغلب از سنگ یا گردو بود،تیره ها را می انداختند و هر کدام فاصله اش بیشتر از بقیه بود به طرف گردو ها و فندق تیله را پرت می کردند و اگر به هدف می زدند بقیه مجبور بودند تیله ی او را بزنند و اگر کسی موفق به این کار می شد گردو ها و فندق ها را بین هم که دو نفر بودند تقسیم می کردند.

این بازی به چند نوع برگزار می شد:خط در بره-تیراکنه – سرسره.

6-لیسکه(سر سر بازی):هر وقت اولین برف به لیما می امد در جا های شیبدار شاهد این بازی زمستانی بودیم که با پبزار(کفش هایی که زیر انها صاف و سر بود) انجام می شد و بازی  بازی برف در این روزها به اوج خود می رسید.
|+| نوشته شده توسط داوود اميرپور ليما در دوشنبه نهم دی 1387  |
 رسم ورسوم محلي
1-کور کو چهارشنبه یا (چهار شنبه سوری):که هر ساله در اخرین چهار شنبه ی سال با روشن کردن 7 اتش و پریدن از روی انها و گفتن:زردی تو از من و سرخی من از تو به پیش واز سال نو می روند.

2-تیر ماه سیزده: در 13 ابان ماه این این رسم درقدیم بود که همه یک جا جمع می شدند و حاجتی می کردند و یک پیر مرد یا پیر زن قطع های طلا را در داخل ظرفی  انداخته و پس از دعا و ... یکی از این قطع ها را بر می  داشت و حاجتشان بر اورده می گشت.و دیگر اینکه در این شب ماشه(انبر) را بر می داشتند و می رفتند دم خانه های مردم و چون برق و روشنایی نبود درست می رفتند دم در و قبل از اینکه به در نزدیک شوند حاجتی می کردند ودو انگشتان را در دو گوش فرو برده و جلوی شنوایی را می گرفتند و وقتی به دم در میرسیدند ماشه (انبر)را برداشته و زیر پای خود قرار می دادند و اولین حرفی که به گوششان میرسید اگر خوب بود حاجتشان خوب بوده و بر اورده می شد و اگر بد بود نتیجه ی عکس ان را داشت.

 

3-مراسم خرته تاوه:این ماسم وقتی انجام می شد که بارندگی خیلی طول می کشید و مه غلیظ و باران محصول انها را در خطر نابودی قرار می داد و زندگی عادی انها را دچار مختل می کرد.

بیشتر زنها و بچه های کوچیک با پوشیدن لباسهای مندرج و کهنه و وسایلی صدا دار مثل :زنگوله،بطری های بزرگ و کوچک حلبی و ...را گرفته و یک دور کل محل را میزدند وبه تک تک خانه ها می رفتند و هر کسی در دسترس خودش پول یا برنج یا تخم مرغ و یا ... با انها می دادند.پس از اینکه به تمام خانه ها می رفتند قانع نمی شدند و می گفتند:ما از این محل می رویم،انقدر باران امده که تمام محصولات پوسیده است،خانه هایمان پر از باران شده،پای مرغ ها پوسیده،سم گاوها پوسیده،نه،باید برویم.یک نفر در میان انها وجلوترانها که از قبل تعیین می شد با در دست داشتن داس سر راهشان قرار می گرفت و جلوی انها را میگرفت و می گفت:این دفعه بر گردید،انشا الله خداوند بزرگ دعای شما را شنیده و هوا خوب می شود و پس از اسرار زیاد بالاخره انها را قانع می کرد و گاهی هم به روستا های اطراف می رفتند و دور هم جمع می شدند و بیشتر پول ها را نزد امامزاده محل قرار می دادند و بقیه و وسایل را بین فقرا و نیاز مندان تقسیم می کردند.

 

4-مراسم شیلان:این مراسم نیز بخاطر بدی هوا اجرا می شد اما تفاوت زیادی با خرته تاوه داشت.در این مراسم مرد ها پس از جمع اوری پول و برج و ...در یک مکان مقدس مانند مسجد غا درست می کردند و یک روحانی سخنرانی می کرد و مردم غذا میل می کردند و دعا می کردند که هوا خوب شود.

5- عید گردشی:عید گردشی در گذشته حال و هوای خاصی داشت.در روز عید اکث مردم به خانه های هم میرفتند و عید را به هم تبریک می گفتندو این روزها،روزهای خوبی برای بچه های کوچک بود چون انها دسته دسته ب دم خانه های مدم محل رفته و با گفتن:مر عیدی،مر عیدی،مرغانه داری هدی،نداری جواب بدی که یعنی به من عیدی بدهید.

6-مراسم سیزده بدر:سیزده بدر همیشه برای لیما روز خوبی بوده است.چون در این روز همه به دل طبیعت و اکثرا هلو چال می روند و انجا به تفریح ،شادی ،ورزش و خوردن سر گرم می شوند.

 

|+| نوشته شده توسط داوود اميرپور ليما در دوشنبه نهم دی 1387  |
 ورزش در لیما از قدیم تا به امروز:
 

لیما همواره دارای ورزشکاران و ورزش دوستان بوده و است.

در قدیم کشتی گیله مردی در بین اهالی روستا جایگاه ویژه ای داشت که در بیشتر مراسمات و جشن های عروسی این گونه مسابقات بر گزار می شد.

لیما به خاطر دارا بودن دشت وسیع و سر سبز جر چاکن همیشه میعادگاه ورزشکاران اشکور و سایر مناطق بوده و بعد از کشتی گیله مردی ورزش والیبال که جلوی مدرسه ی قدیم در وسط محل برگزار می شد و لیما دارای تیمی مقتدر به نام شهید پرویز مهریاری بود که در اکثر مسابقات دوستانه اشکورات شرکت میکرد.

اما ورزش محبوب و جذاب فوتبال که در خون رگ بچه های لیما بوده و است.

زمین چمن جور چاکن و دروازه های چوبی ان و توپ هایی که بیشتر از پوست دوخته شده بود و خاطره ی هر بازیکن قدیمی را زنده می کند،در بیشتر روزهای تابستان شاهد مسابقات دوستانه و رسمی بود.

لیما ابتدا (یعنی در اواخر سالهای 68-69 )با جوانان جویای نام دارای تیم رسمی با لباسهای زرد رنگ به نام شهید پرویز مهریاری وارد مسابقات و بازی های دوستانه شد و شهرت زیادی را در منطقه ی اشکور و شهر رحیم اباد پیدا کرد.

بعد ها با همین جوانان و اضافه شدن چند نفر دیگر این تیم تغییر نام داد و لباس جدیدی برای این تیم انتخاب کردند.

تیم جدید لیما با لباس های سبز و سفید و قرمز به نام اتحاد لیما بازی هایش را انجام می داد.تیم اتحاد که اکثر مسابقات دوستانه ی خود را با روستا های اطراف (سجیران،جیرکل،گاو ماست و...)انجام میداد،بیشتر پیروز این مسابقات بود .

اما در اواخر تیم داری اتحاد لیما بود که بچه های جوان لیما به دو دسته تقسیم شدند (شاید بخاطر جمعیت زیاد نسل جدید جوانان و میل به فوتبال) و هر کدام یک تیم خاص را تشکیل دادند.یکی ترنگ کوهستان لیما و دیگری شاهین لیما بودند.حالا لیما دارای 3 تیم قدرتمند بود که اکثر مسابقات زیبا و جذاب بین این تیم ها برگزار می شد.تیم های جدید هر کدام به عناوین مختلف در مسابقات رسمی و دوستانه برای لیما افتخار کسب می کردند.

امروز دیگر از زمین سر سبز و یک دست چمن جر چاکن خبری نیست و کسی به اون سمت دیدنی لیما نمی رود،چون چند سالی است که به زمین کشاورزی تبدیل شده و عطر چمن جای خود را به گردو غبار سنگ و لاخ داده است و کمتر روزهای سال شاهد جوانان پر شور و نشاط لیما است و دیگر از شور و هلهله ی تماشاگران که تیم محبوب خود را تشویق می کردند خبری نیست.چون هیچ مسابقاتی بر گزار نمی شود.البته به همت تربیت بدنی رحیم اباد و بچه های محل ایام نوروز و تابستان شاهد مسابقات دوره ای است ولی همان چند روز است و تمام می شود.

لازم به ذکر است که در جر چاکن هر تیم با 7 یار وارد زمین می شد و دروازه ها با دو چوب عمودی که با یک طناب افقی به هم وصل می شدند تشکیل می شد.

تیم های لیما:شهید مهریاری لیما-اتحاد لیما-امید لیما-ترنگ لیما-شاهین لیما.
|+| نوشته شده توسط داوود اميرپور ليما در دوشنبه نهم دی 1387  |
 اسم جاهای مختلف لیما:(ازابتدا)
تو کله-گرمکیسر-پیچ سلطان-جیر نسه-لیتمال –استه چاکه-استی لنگه-مازی چال- حسن علی چور-درازیمی-هربوداری بن-پلوم چاله-جیر چاکن-مریخ داری بن – تلا بن پیش- بر چاله –گل چال پیش-جیر محله-قبرستان سوی-پس زیمی-فسس تلابن سر-چرالک-جور چاکن-وسط محله-لردی سر- گرکه-پس دره رجه سر-تلابن سر-راش چال-دشت تلا کش- پس دره-زمان قبره سر- هلو کش-ولش کش-کلثوم خانه سر –پس دره سنگ بن-جر مالگه سوی-ورزا گراچ- خرس ماشل کش – تندر کش-تکلش رجسر-نغاره-پو کش- میانره سنگ بن –میانره رجسر –موسی عمو قراقه-چورن رجسر-هسی داری بن- جر محله-دشتن-کرف چاله-گل ورنه –سولکه-بهار نشینه-علی اباد –درالک-سنگ بن سر-اجدار مالگه-راش دار بن- زغال چاله-جر زمی چشمه سر –دتوره سر-تلاسر-جیر چاله- جر چال-دزگه سر رجه-نسه چشمه-نسه چاله-لات-لردم-قلعه نشینه-سیاه گراچه-بلط دار ور-اسپی کوه-نسه چاک-لاشه پری تخته-ریز شرم تلاتوک-اسپی ریز-نهار خور جه دره-درا مالگه-اب تله-سر دار مالگه-مینی خونی-چاک-ریزنه بن-داغلو-گهرا دره-ویه دره-علیاء-دشت مازی-کاسه کوه-دوشان-راش خونی سر-بز مالگه-بند-چورن-هلوچال-گوگه-مالگان-دشتراش-گلومکی کلا-برات کشر-پر دره شرم دار مالگه- لیماگوابر اسپیریز-گاو سنگ بن کش-وی خونی چال-فاطما کش-گرزنه چال-خورته چشمه-وراور گولی-چالاسر-باغی سر-لبزا دره-سرخ مشون کشه-کنس باغی سنگ بن-کهنه خرمنه سر-مشدی رضا بلط سر- دوگل سنگ بن.
|+| نوشته شده توسط داوود اميرپور ليما در دوشنبه نهم دی 1387  |
 پرندگان و حیوانات وحشی و اهلی در لیما:پرندگان و حیوانات وحشی و اهلی در لیما:
شاید بزرگترین و وسیعترین روستای منطقه لیما باشد که کوه ها و دشت های اطراف ان جایگاه ویژه ای برای حیوانات و پرندگان اهلی و وحشی است.

از جمله این حیوانات و پرندگان اهلی و وحشی می توان:

بز کوهی - گنجگاو(گوزن) - قوچ - میش - پلنگ - خرس - پلنگ - گرگ - اهو - روباه - لواس(شغال) - رسک(صمور)

پرندگان:زرج(کبک)-چنگر-کبر(ترنگ)-کبوتر وحشی- مرغ کوهی- وشم(بلدرچین)-عقاب- باز- واشک (شاهین)-سی ته (سار) – کوربی (جغد)-کلاغ-کشکرت(زاغ)-سینه سرخ-دارکوب-بلبل-قرقاول –سیاه سرت- رم پلاسکن-چرمه کلاچ-کل کفیس – گژگال- جین جیر-کندوج- سیاه ملجه- خمسه- زرد ملجه-کوه ملجه- زیزه-جیرجیرک-راوشکن.

چشمه های لیما:

گرم سر چشمه- بلکی سر چشمه-چشمه اصلی و بزرگ وسط محل-جر زیمی چشمه-نر چشمه-بز مالگه چشمه-سرخ دوشین کش چشمه-خرته چشمه-نسا چاک چشمه-کسکو که شامل 4 چشمه در اطراف خود می باشد-لبزا دره چشمه-هلو چال چشمه.
|+| نوشته شده توسط داوود اميرپور ليما در دوشنبه نهم دی 1387  |
 گیاهان دارویی:
بخاطر اب و هوای معتدل و کوهستانی بودن بخش شرقی لیما گیاهان و میوه های زیادی در این منطقه وجود دارد که بعضی از انها عبارتند از:

-گل گاوزبان -گل ختمین-زرد گل - خنش - عروسک پس فردا(محلی) -موشین(گل بنفشه) -اشکنه - (سگ گل) گل روز وحشی -شقابل وحشی -گل محمدی-تیج لهب (گل به) -گزنه-گل پر -کر ویه -موش گوش -زیره- سیاه تال (برای دندان) -کیارم - پلوم -گندم راش.

|+| نوشته شده توسط داوود اميرپور ليما در دوشنبه نهم دی 1387  |
 جاذبه های توریستس و باستانی و مذهبی لیما:
 1-قلعه ی حسن خان در شرق لیما و بر روی تپه ی وجنگل های سر سبز پس دره و در رود خانه ی پر اب که میان این جنگل جاری است و دیدهای زیبایی که به روستای اطراف و سرخ تله دارد.با خانه هایی که در دل زمین کنده شده.

از فاصله ی 20 کیلومتری این قلعه  در داخل 2 لوله ی سفالی  در کنار هم که از لوله ی سفالی بزگتر اب از علیاء و از لوله ی سفالی کوچکتر شیر از منطقه ی علیاءبه اینجا  می امد که حتی امروزه اثار هایی از انها بجا مانده است.

غارهای متعددی که در گوشه و کنار این قلعه وجود دارد که تا چند سال پیش چوپانان از انها برای نگهداری گوسفندان استفاده میکردند.البته حفره های غیر مجاز این قلعه جز ویرانه چیز دیگری بر جا نگذاشتند.

2-دو چشم رستم:دو چشم رستم در شرق قلعه ی حسن خان در ارتفای 15 متری در دل صخره ای کنده شده است که از فاصله دور هماننده ادمی با چشمان درشت و دماغی بلند نمایان است.

3-رودخانه ی پس دره:

این رودخانه که از کوه های سماموس سر چشمه می گیرد در میان جنگل زیبای این منطقه عبور کرده و استراحتگاهی نیز در کنار این رودخانه وجود دارد که هر فصل سال مخصوصآ بهار و تابستان جاذبه ی خاصی دارد.

4-کله شیر سنگی:شیر سنگی که در مسیر راه لیما به اب معدنی تکلش قرار دارد شکل سر شیر است که ان نیز از دست حفارگران غیر مجاز در امان نمانده.

5-خانه ی کلثوم:این خانه ی سنگی که با سنگ و ساروج ساخته شده است که البته دور ازدستان حفاری های غیر مجاز نمانده و امروزه خابی هایی از ان به جا مانده است که در فاصله ی چند صد متری از رود خانه ی پس دره قرار دارد.

6-غار سولکی:این غار بزرگ و کهن که هیچ کاوشگری تا امروزه انرا به عمل نیاورده و دست نخورده منتظر کاوشگران می باشد.

7-قبرستان کبری:قبرستان کبری در منطقه ی پس زیمی قرار دارد که امروز انجا نیز فقط خرابه های از ان قبر بجا مانده است.

8-سرخ تله:این کوه بلند و زیبا که سمبل لیما هم معروف است جلوه ی خاصی به این روستا بخشیده است و بخاطر سنگ مسی سرخ رنگی که در خود دارد در زبان محلی سرخ تله نام دارد.

9-چشمه های اب معدنی:وستای لیما که اای چشمه های زیادی است،دارای دو چشمه ی اب معدنی و درمانی است که یکی در شرق لیما و در فا صله ی2 کیلومتری (نسه چشمه)از محل قرار دارد.و دیگری اب معدنی گوارای تکلش که در فاصله ی نزدیک لیما قرار دارد.(درچشمه ی حلبی وسط محل در وراور گولی تیج دار کونی بن).

10-امامزاده حضرت سید یحیی (ع) لیما که مردم اعتقاد خاصی به این بزرگوار دارند ودر اکثر ایام سال زائران زیادی به زیارت این حضرت به لیما می ایند و شفاعت خود را از امام زاده لیما می گیرند.

11-مسجد امام حسن مجتبی (ع) که مردم در ان به عبادت می پردازند و گاها جلساتی در ان با موضوعات مختلف ترتیب میدهند.

|+| نوشته شده توسط داوود اميرپور ليما در دوشنبه نهم دی 1387  |
 مقدمه
 بسم الله الرحمن الرحیم

welcome to lima           ،         به روستای لیما خوش امدید

با عنایت خداوند بزرگ و متعال و به لطف دوستان گرامی و در خواست های بی شمار این عزیزان و علاقه مندی اینجانب به روستای لیما.

معرفی این روستای باستانی و طبیعت بی نظیرش به تمام مردم ایران و جهان،با رسم و رسوم گذشته و زنده کننده خاطره ها،همه وهمه بنده را به ان داشت تا با همکاری دوستان،بخصوص دوست عزیزم:اقای حسین مهدی زاده لیما،این وبلاگ را راه اندازی نمايم‏ ‏، تا شاید گامی در جهت موفقیت و پیشرفت روستای لیما موثر واقع شود.

 

                 با تشکر،مدیریت لیما باستان: داود امیرپور لیما

 

|+| نوشته شده توسط داوود اميرپور ليما در چهارشنبه چهارم دی 1387  |
 
 
بالا